محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
248
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه پس از ستايش پروردگار ! خدا هرگز جبّاران دنيا را در هم نشكسته ، مگر پس از آنكه مهلتهاى لازم و نعمتهاى فراوان بخشيد و هرگز استخوان شكسته ملّتى را بازسازى نفرمود ، مگر پس از آزمايشها و تحمّل مشكلات . مردم ! در سختىهايى كه با آن روبرو هستيد و مشكلاتى كه پشت سر گذارديد ، درسهاى عبرت فراوان وجود دارد . نه هر صاحب قلبى ، خردمند است و نه هر دارنده گوشى ، شنواست و نه هر دارنده چشمى ، بيناست . در شگفتم ! چرا در شگفت نباشم ! از خطاى گروههاى پراكنده با دلايل مختلف كه هر يك در مذهب خود دارند . نه گام بر جاى گام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىنهند و نه از رفتار جانشين او پيروى مىكنند . نه به غيب ايمان مىآورند و نه خود را از عيب بر كنار مىدارند . به شبهات عمل مىكنند و در گرداب شهوات غوطهورند . نيكى در نظرشان همان است كه مىپندارند و زشتىها همان است كه آنها منكرند . در حل مشكلات به خود پناه مىبرند و در مبهمات تنها به رأى خود تكيه مىكنند ؛ گويا هر كدام ، امام و راهبر خويش مىباشند كه به دستگيرههاى مطمئن و اسباب محكمى كه خود باور دارند چنگ مىزنند . واژهشناسى لم يقصم : هلاك نشد . « القصم » در اصل به معناى شكستن است . الأزل : شدت . العتب : اين نيز به معناى سختى و شدت است . لا يقتصّون : خسته نمىشوند . المفزع : پناهگاه .